شبنم
اینگونه شتاب آلود
از کنار پنجره ها مگذر
که سلام ها
خواستار پاسخند
و بوسه های سرگردان
گرداگرد شاخسار لبانت
پرواز می کنند .

چگونه عطری می پراکنی ؟
که کوچه از عشق
( از آوار کشتگانت )
مسدود می شود
و دیوارها
به عطای خداوند
دشنام می دهند
که چراشان
پای به دنبال تو آمدن
نبخشیده است !

به گامهایت
چگونه ترنمی است
که خاک
رقاصه می نماید
در برابر چشمانم
و رد پایت
چونان حبابی ابدی
به آسمان
عروج می کند

و بودنت
موهبتی
پیمبرانه است
بر زمین
که انسان را
به آئین آشتی
ارشاد می کند

منبع : آشیانه سیمرغ |
برچسب ها :